با
خواجهآباد, [3/4/2022 9:27 PM]{ایشیکچی }دربان _ {دگیرمانونگ ایشیگچسه } _ دربان اسیاب در
قدیم _ اسیابها در "شیو " کنونی و "گاو اسیاب " در پایین دشت خواجه
اباد دو محله اسیاب گندم در روستا بوده اند که در ان شخص به نوبت گندم های مردم را تحویل و به بخش سنگ اسیا منتقل می کرد) {بادمان یاروم } این یک اصطلاحی است نه به معنای چهارو نیم کیلوگرم بلکه به معنای وزن مناسب که گاهی در اوزان کشت گنم به کار می رفت * {هِزاهِز }سر و صدا _ هنگامه _ سر و صدای شیردوشان _ سرو صدای جدایی گوسفندان از بره یا الحاق به انها در چاشت نیمروز در یاتاق ها محل اجتماع نیمروزی و دام در قدیم { بجرله } -پروار شده _ گوسفند وزین چاق -{هفدلسن } جا افتادن _ در گذشته و امروز برای تعمیرات و بهسازی بام خانه ها همه ساله یا هر دو سال یک بار ان را با گاه گل می نمودند چرا که در طول فصول سال به ویژه در ماه های پر بارش باران از ضخامت کاهگل های قدیمی به تدریج کاسته می شد بنا براین برای احیای کاهگل قدیمی خاک به همراه کاه را مخلوط و پس از تهیه_ ان برای مدت دو ساعت به حال خود رها می کردند که احیانا خاک های درشت سخت به تدریج در کاهگل باز می شدند و کاه کاملا در درون گل حلاجی می شد به این سنگ ها و خاک های سخت و سفت " بجله " نیز می گفتند {قاوا } نرم _ {دالوم کیترمی } نشان غیرت _ بر شانه خود راه نمی دهد {یاشماق} ماسک { کوله جه } نوعی کت زنانه در خواجه اباد قدیم از کرک و پشم بافت سنتی بانوان { ایمشاق} ریز_ ریزه { ییرریگ} درشت {پای دار }- همیاری صاحبان دارای یک گاو. برای شخم زنی { ارغه} نیرنگ باز _ { مون فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...
ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 20:00